از لج تو

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
hm سلام  جناب اقای حمیدرضا سمیعی حداقل کاش ی فرصت بدی حرف بزنیم دلیله کارامو بگم بهت مطمين باش قانع ميشی و از این حالت حق به جانب درمیایی کما اینکه همچنان میگم اصلا دلم نمیخواد مانع زندگیه  خصوصیت با همسرت بشم و قرار نیست سربارت بشم.                                                  ح.م نوشت شن
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 19:49
برچسب‌ها :
Hm سلام اقا     گفتی اس ندم  میگم چش گفتم بلاکم نکن تهدید م کردی که بلاکت میکنم گفتم میخوام ببینمت  مهم نبودم خوب فهموندی بهم که مهم نیستم  ولی تو برام عزیزی برام مهمی برام عزیز بودی که وقتی دیدمت با عزیزت که عکسش تزیین دیوار لاینت شده بود شکستم ریختم مردم من اون موقع برای تو دست وپا میزدم برای
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 19:49
برچسب‌ها :
میگن خر از قبرس میارن.ولی به نظر من نه تو تهران هم پر از خره.یه مثال میزم کاملا معنی خرو متوجه بشید.یه بنده خدایی پارسال میرفت دندون پزشکی همه دندوناشو درست کرد.بین دندون جلوهاش یه کوچولو شکسته شده بود.رفت دندونشو تراشید اون یه تیکه رو پر کرد دندونو روکش کرد خوشگل شد.بعد از یه مدت دنونش درد میگرفت تا امروز که دیگه حوصلش سر رفت.پاشد رفت پیش دکترش.دکتر بهش گفت نمیشه کاریش کرد.اون بنده خدای خرهم گفت عصب کشیش کن.همه اینها به کنار دردی که آمپول بی حسی دندون جلو داره هیچی نداره.بالاخره جلسه اول عصب کشی تموم شد.حالا همه این خر بازی هاش به کنار.هزینه عصب کشیش رف
نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:36
برچسب‌ها :
واقعا فهمیدم که من عقل درست حسابی ندارم.داستان از اونجا شروع شد که...دیروز جمعه ساعت 9از خواب پاشدم رفتم ریشامو که 2 ماه نزده بودم زدم.گوش شیطون کر چه بچه ایی شدم.رنگ و روم باز شد ولی یه جوری شده بودم مثل سیرابی شده بودم.بعد پا شدم مثل بچهای خوب رفتم در مغازه تا ساعت 1 یکم پول دراوردم.بعدش مثل دیوووونها میدونستم استخر تعطیله ولی پاشدم اون همه راه رفتم..تا در استخر دیدم تعطیله تو اون هوای سرد برگشتم خونه ساعت 4 بود.یکم نشستم پای کامپیوتر بعد حوصلم سر رفت گفتم برم در مغازه چون من زود رفتم کلید دست من نبودرفتم در مغازه دیدم حاجی پیچیده به بازی رفته خونه منم بر
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:36
خیلی وقته تک و تنهامتوی باغی از ترانه منتظر واسه یه خوبی یه رفیق بی بهانهتوی دنیای پر از گل واسه عالمی غریبممیون این همه خوبی این منم که بی نصیبمروزگاری زیر بارون روزگاری بی قرارمجز یه لحظه مهربونی دیگه خواسته ای ندارمتو کنار من بشینیدل خستم و ببینیبیای از تو باغ قصم یه شکوفه ای بچینی
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:35
برچسب‌ها :
امروز سومین امتحانم بود.امتحان آمار و احتمالات داشتم.ساعت 4 بود.به دلیل اینکه دیروز مغازه خیلی کار داشتم و بچه تنبلی هم هستم اصلا درس نخوندم.البته از حق نگذریم از رشتم به شدت متنفرم در شرف انصراف دادنم.امروز گفتم زود پاشم درس بخونم دیگه بیدار شدم کارامو انجام دادم شد 12نشستم تا 2 یکم خوندم بقیشم با کمال تاسف تقلب نوشتم بردم.البته من از بچگی همه امتحانارو تقلب میکردم حتی امتحان ورزش و هنرم تقلب میکردم.همیشه هم نمره بالا میگیرم ازشون.البته من واسه این تقلب میکنم که به مغزم فشار نیارم چون معتقدم اون دنیا باید جواب داد.دیگه رسیدم دانشگاه ساعت 4 بود نشستم ی
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:35
سلام.فکر کنم 3 یا 4 روز دیگه تولدم باشه.تولدم مبارک.بحثم تولدم نیست بحثم کادوی تولدمه.امسال فکر کنم بهترین کادوهای تولدو دارم میگیرم.البته همشون و نگرفتم ولی تا الان کادوهای بی نهایت خوبی گرفتم.اولیشو مامان و بابای گلم زحمت کشیدن.یه گوشی نوت3 برام گرفتن.دستشون درد نکنه.ولی بهترین کادوی من از طرف خداجون بود.یه رشته که از بچگی آرزوشو داشتم قبول شدم.رشته مهندسی خلبانی هواپیما.اونم چه دانشگاهی.دانشگاه صنایع دفاع.بهتر ازینا اینه که از دست رشته آشغال قبلیم نجات پیدا کردم.5شنبه با خیال راحت میرم انصراف میدم.به قول بچها از الان بگید کاپیتان دهنتون عادت کنه.ا
نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:35
کسی که دل تو براش می تپیدچی شد بی خبر رفت و تنهات گذاشتدوسشداشتی اندازه ی زندگیتولی حیف یه ذره لیاقت نداشتچرا رفت نفهمیدی این و هنوزچی شد از تو دل کند و دیونه شدهمه چیز درست بود ولی یک دفعهغم و غصه مهمون این خونه شدهنوز هم یه وقتایی دلتنگشیمیری عطرشو گاهی بو میکشیبه قدری شکستی که حس میکنیهمین روزا از غصه دیونه شینمیتونی از یاد اون رد بشینمیشه توهم مثل اون بد بشیتلاشتو کردی و اما نشدنتونستی که راهشو سد بشیشده کار تو گریه کردن فقطنمیگیره حتی سراغی ازتبه عکسای اون هی نگاه میکنیولی داری باز اشتباه میکنییه عمری چشم انتظار هستیوچشماتو همش روی در بستیومی
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:35
بهت پیله کردم نمیمونی پیشم نه میمیرم اینجا نه پروانه میشم از عشق زیادی تورو خسته کردمتو دورم زدی خواستی دورت نگردمبازم شوری اشک و لبهای سردممن این بازی و صد دفعه دوره کردمنه راهی نداره گمون قراره یکی دیگه دستام و تنها بذارهدیگه توی دنیا به چی اعتباره کسی که براش مردی دوستت ندارهمن و بغض و بارون سکوت خیابوندوباره شکستم چه ساده چه آسونبه پاتم بسوزم تو شمعم نمیشیتو حوای دنیای آدم نمیشیغرورت گلوم و به هق هق کشیدهآدم که قسم خوردش و دق نمیدهمن و تو یه عمره دو تا خط صافیمشده عادت ما که رویا ببافیمبشینیم و عشق و به بازی بگیریمواسه زندگی کردنامون بمیریمچه
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:35
ازین بی راهه ی تردید ازین بن بست میترسم من از حسی که بین ماست هنوزم هست میترسم ته این راه روشن نیست منم مثل تو میدونم نگوباید برید از عشق نه میتونی نه میتونم نه میتونیم برگردیم نه رد شیم ازین تو این بن بست منم میدونم این احساس نباید باشه اما هست دارم میترسم از خوابی که شاید هردومون دیدیم ازین که هردومون با هم خلاف کعبه چرخیدیم واسه کندن ازین برزخ گریزی غیر دنیا نیست نمیدونم ولی شاید بهشت اندازه ی ما نیست ته این راه روشن نیست منم مثل تو میدونم نگوباید برید ازعشق نه میتونی نه میتونم نه میتونیم برگردیم نه رد شیم ازین تو این بن بست منم مید
نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:35